دختر افغانی
 
 
دختر افغانی
 
مقاله در مورد ویروس ها و امنیت شبکه های رایانه ای

مقاله ای در این باره در سایت زیر ارائه شده است .

mellatfile.ir

به بخش پروژه های کامپیوتری مشاهده نمایید.


برچسب‌ها: مقاله در مورد ویروس ها و امنیت شبکه های رایانه ای
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 23:30  توسط دختر  | 


/**/

بچه بوديم يکي صدا زد،داداشي مياي بازي کنيم بعد بازي گفت:

تو بهترين داداش دنيايي،دانشگاه رفتيم گفت :

تو بهترين داداش دنيايي،ازدواج کرد و رفت بازم بهترين داداش دنيا شدم

او مرد زير تابوتشو گرفتم به خودم گفتم اگه زبون داشتي

بازم ميگفتي بهترين داداش دنيايي،اما بعد,دفترخاطراتشو نگاه کردم،!

نوشته بود:عشقم بودي اما از ترسم ميگفتم: بهترين داداش دنيايي

هيچ وقت به عزيزترين كسات تو زندگي نگو عاشقتم

بزار دوستت دارم بمونه

هيچوقت تكراري نميشه

هيچوقت از دستش نميدي

اما همين كه گفتي عاشقتم

ديگه نگه داشتنش براي خودت دست تو نيس

****

من خودم دقیقا با این جمله موافقم چون خودمم تجربه کردم که

تا وقتي دوستت دارم بود آرزو بودن ولي پاي عشق به ماجرا باز شد خاطره شدن


برچسب‌ها: بچه بوديم
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 21:15  توسط دختر  | 

امروز بي نهايت دلگيرم نميدانم ؟؟؟تا كي به اين جاده ، تولد تا مرگ پنجه در پنجه كنم

در زندگي جز كوله باري آرزو چيزي ديگري نديدم هميشه اسير بازيچه سرنوشت شدم

هيچگاه پرواز را نفهميدم ولي ديناي بيرحم بال و پرم را شكست و قدرت پرواز و فرياد را از من گرفت .

و در گوشه اي با خود حلوت كرده و حرفهاي دلم را بر تن كاغذ سفيد نوشتم ...

خدايا !!! به تو نيازمندم چرا كه فقط تو هستي كه نظاره گر تنهائي ام هستي و حرفهايم را برايت بيان

كرده ميتوانم ...پس كمكم كن ...

در خیالم، با خیالت، بی خیال عالمم...


برچسب‌ها: دليگرم
 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1392ساعت 14:43  توسط دختر  | 

  و خوب می دانند
 که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود !
 
 و نیمه شب ها با زورق قدیمی اشراق
 در آب های هدایت روانه می گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می رانند
 
  هوای حرف تو آدم را
عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات
 
و در عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی!
  
 http://i16.tinypic.com/4xm8o7a.jpg

حیاط روشن بود
و باد می آمد
 
اتاق خلوت پاکی است
 برای فکر چه ابعاد ساده ای دارد
 دلم عجیب گرفته است
خیال خواب ندارم............ .....

سهراب سپهری


برچسب‌ها: خیال خواب ندارم
 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1392ساعت 14:43  توسط دختر  | 

دلم عجب گرفته ...

دلم گرفته
 دلم عجیب گرفته است ...
 
 تمام راه به یک چیز فکر می کردم
 
 و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد
 خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود
چه دره های عجیبی
 
 و اسب ‚ یادت هست
سپید بود
 و مثل واژه پاکی ‚ سکوت سبز چمنزار را چرا می کرد ؟
 
 و بعد غربت رنگین قریه های سر راه
و بعد تونل ها
 

 دلم گرفته
 دلم عجیب گرفته است
 و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
 نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند !!
 
 
 
http://i20.tinypic.com/1z3metk.jpg

 
  و فکر میکنم
 که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
 چه سیبهای قشنگی
 حیات نشئه تنهایی است 

 
 و میزبان پرسید
قشنگ یعنی چه ؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال !


و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس...
 
و عشق تنها عشق
 مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ...
 
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن..........
 
و نوشداروی اندوه ؟
 صدای خالص اکسیر می دهد این نوش
 
و حال شب شده بود
 چراغ روشن بود
 و چای می خوردند
 چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی؟!
 
 چه قدر هم تنها !!
 

 خیال می کنم
 دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی .......
 
دچار یعنی
..........عاشق!!!! 
 
و فکر کن که چه تنهاست ،
 اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد.........
 
 
و چه فکر نازک غمناکی
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
 و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست !
  
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
 
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
 
 
 
http://www.top-greetings.com/news/7/05/illusion-0525.jpg
 
نه وصل ممکن نیست
 همیشه فاصله ای هست ............ ..
 
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
 
همیشه فاصله ای هست ............ ......... ......
 
 دچار باید بود
 وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
 حرام خواهد شد !
 
  و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.


 و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند ...
 
نه
 صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند !
 و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر ....
 
  همیشه عاشق تنهاست ............ ......... ....
http://i33.tinypic.com/2rzdtnk.jpg

 و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست ...
 
 و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز
 
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند

  و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را
به آب می بخشند ..


برچسب‌ها: دلم عجب گرفته
 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1392ساعت 14:40  توسط دختر  | 

هر شعر

گریز از یک گناه بود

هر فریاد

گریز از یک درد

و هر عشق

گریز از یک تنهایی عمیق

افسوس که تو

هیچ گریزگاهی نداشتی…!

دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری،

تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست

دارد تو دوستش نمی داری... .

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم

و آیین هرگز به هم نمیرسند این رنج است و زندگی یعنی این...


برچسب‌ها: گریز
 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1392ساعت 14:39  توسط دختر  | 
 
  بالا